در مسابقات کشتی، قانونی وجود دارد که وقتی دو کشتیگیر همزور میشوند و در شرایطی قرار میگیرند که هیچکدام قادر به کسب امتیاز از دیگری نیست، داور کشتیگیر کمکارتر را در خاک کشتیگیر فعالتر قرار میدهد تا سرنوشت مسابقه با کسب امتیاز مشخص شود.
آنچه امروز در تقابل میان آمریکا ـ بهعنوان کارگزار رژیم صهیونیستی ـ و جمهوری اسلامی ایران مشاهده میشود، شباهت زیادی به همین وضعیت دو کشتیگیر همقدرت دارد؛ وضعیتی که در آن نه آمریکا توان و شرایط لازم را دارد تا از ایران امتیاز نهایی، یا به تعبیر ترامپ «تسلیم»، بگیرد و نه ایران میتواند آمریکا را بهگونهای از میدان خارج کند که امتیاز تعیینکنندهای به دست آورد.
از اینرو، به نظر میرسد وجود یک داور یا قدرتی اثرگذار که بتواند حق را به صاحب حق برساند و پایان این رویارویی را اعلام کند، ضرورتی جدی است. در غیر این صورت، این کشمکش میتواند برای مدت طولانی ادامه یابد و فشارهای اقتصادی آن نهتنها بر مردم ایران، بلکه بر بسیاری از مردم جهان، بهویژه ساکنان کشورهای حاشیه خلیج فارس، سنگینی کند.
از آنجا که سازمان ملل، شورای امنیت و بسیاری از سازوکارهای حقوق بینالملل که میبایست در چنین شرایطی نقش داور را ایفا کنند، کارایی و اثرگذاری خود را از دست دادهاند، این امید وجود دارد که قدرتهای تأثیرگذار جهانی، از جمله برخی کشورهای اسلامی و اروپایی و بهویژه چین (در جریان سفر ترامپ به آن کشور)، که تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران اسلامی را محکوم کرده یا دستکم تأیید نکردهاند، بتوانند برای پایان دادن به وضعیت ایجادشده نقش میانجی و متعادلکننده ایفا کنند و مسیر کاهش تنش و ثبات منطقه و جهان را هموار سازند؛ بهگونهای که مردم دنیا، بهویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس، از بحرانهای امنیتی، اقتصادی و روانی رهایی یابند.
قلم روشن
۱۴۰۵/۲/۲۲*







ثبت دیدگاه